<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله علمی حقوق و مطالعات نوین</title>
    <link>https://www.jhvmn.ir/</link>
    <description>مجله علمی حقوق و مطالعات نوین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بازاندیشی حقوقی قضایی جایگاه شرط وحدت شاکی در اعتبار امر مختوم کیفری</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_737509.html</link>
      <description>اعتبار امر مختوم کیفری به عنوان یکی از اصول بنیادین دادرسی عادلانه، در نظام حقوقی ایران با ابهامات جدی در ضوابط تحقق و شرایط اِعمال مواجه است. سکوت قانونگذار کیفری در تبیین دقیق این قاعده، سبب شده است که دکترین حقوقی و رویه قضایی برداشت‌های متفاوتی ارائه کنند. برخی از حقوقدانان با الهام از آیین دادرسی مدنی و شروط سه‌گانه مندرج در بند ۶ ماده ۸۴ آن قانون، وحدت اصحاب دعوا را شرط اساسی تحقق اعتبار امر مختوم در دعاوی کیفری می‌دانند؛ در حالی که دیدگاه مقابل بر محوریت &amp;amp;laquo;وحدت رفتار مجرمانه&amp;amp;raquo; و نقش محوری آن در جلوگیری از دادرسی‌های موازی تأکید دارد. این اختلاف نظر در رویه قضایی نیز انعکاس یافته و به صدور آرای متعارض منجر شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای، مقررات داخلی، مبانی فقهی و اسناد بین‌المللی، به بررسی جایگاه شرط وحدت شاکی در تحقق اعتبار امر مختوم کیفری پرداخته است. در این راستا، ضمن اشاره مختصر به نمونه آرای کیفری که تعارض دو نگرش یادشده را نشان می‌دهد، مبانی نظری و تقنینی قاعده اعتبار امر مختوم تحلیل و پیامدهای عملی هر یک از دو رویکرد مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که پذیرش وحدت شاکی به عنوان شرط لازم، در عمل موجب تزلزل قطعیت آراء، ایجاد امکان طرح شکایات متعدد در موضوع واحد و کاهش کارآمدی نظام قضایی می‌شود. در مقابل، پذیرش معیار &amp;amp;laquo;وحدت رفتار مجرمانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;وحدت متهم&amp;amp;raquo;، علاوه بر انطباق با مقررات و اصول حقوق کیفری، کارآمدی بیشتری در پیشگیری از صدور آرای متعارض و تحکیم انسجام رویه قضایی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جرم شناختی علل و پیامد های خشونت خانگی بر بزهکاری کودکان و نوجوانان</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_726955.html</link>
      <description>به‌‌نظر می‌‌رسد در این‌ باره که‌ روابط‌ خانوادگی‌، عامل‌ تعیین‌کنندة مهمی‌ برای‌ انتخاب شیوة رفتار نوجوانان در طول زندگی‌ آنان است‌، مخالفتی‌ نباشد. وجود فرضیه‌ رابطه‌ میان بزهکاری‌ و زندگی‌ خانوادگی‌ منجر به‌ پژوهش‌‌های‌ گسترده شده و بسیاری‌ از پژوهش‌‌ها نشان از وجود خشونت‌‌های‌ خانوادگی‌ است‌ که‌ در تمام سطوح و لایه‌‌های‌ اجتماعی‌ وجود دارد و پیامدهای‌ آن طیفی‌ گسترده از مشکلات رفتاری‌، اختلالات روانی‌، مشکلات جسمانی‌، فرار، خودکشی‌، اعتیاد تـا بزهکاری‌ را تشکیل‌ می‌‌دهد. به علاوه‌ کودکان گرفتار این‌ مشکلات غالباً فرصت‌های‌ جبران ناپذیری‌ از نظر تحصیل‌ و کار و زندگی‌ را از دست‌ می‌‌دهند و نه‌ تنها خـود متحمل‌ مشکل‌ می‌شوند بلکه‌ هزینه‌‌های‌ سنگینی‌ نیز بر دوش جامعه‌ تحمیل‌ می‌کنند. با نگاهی‌ به‌ اخبار و حوادث می‌توان ردپای‌ خشونت‌ را در خانواده‌های‌ ایرانی‌ نیز مشاهده نمود. روش پژوهش حاضر توصیفی و تحلیلی با هدف تحلیل پیامدهای خشونت خانگی و تاثیر آن بر بزهکاری کودکان و نوجوانان نگارش شده است. نتایج پژوهش‌، اثبات ارتباط خشونت‌ و سوءرفتار و غفلت‌ در خانواده علیه‌ کودکان و بـروز بزهکاری‌ است‌. خشونت خانگی دارای علل وعوامل فردی، اجتماعی و اقتصادی و در موارد خشونت جسمی، جنسی، روانی و... علیه کودکان می‌باشد این در حالی است که در قانون جزایی ایران به مسئله‌ی ارتکاب خشونت خانگی علیه اقشار ضعیف خصوصا کودکان و نوجوانان کمتر مورد توجه شده که این امر نیازمند به توجه و حمایت بیشتر در این زمینه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وضعیت حقوقی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) در پرداخت‌های بین‌المللی و تأثیر بر نظام‌های پولی جهانی</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_737510.html</link>
      <description>با توجه به عبور پروژه‌های ارزهای دیجیتال بانک مرکزی از مرحله آزمایشی و ورود به مرحله قانون‌گذاری در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، موضوع قابلیت همکاری این ارزها و تعارض آنها با مفاهیم سنتی حاکمیت پولی به چالشی حقوقی بدل شده است. هدف این پژوهش، شناسایی شکاف‌های حقوقی موجود در نظام‌های حقوقی ملی و بین‌المللی برای پذیرش ارزهای دیجیتال بانک مرکزی به عنوان پول قانونی در تراکنش‌های فرامرزی و تحلیل تأثیر آن بر دینامیک‌های قدرت در نظام مالی چندقطبی آینده است. سؤال اصلی این است که با توجه به فقدان یک چارچوب فراملی یکپارچه، تعارض حاکمیت‌های پولی در تراکنش‌های فرامرزی CBDC چگونه باید حل‌وفصل شود؟ و این ارزها چه تأثیری بر برتری دلار و نقش نهادهای مالی سنتی مانند سوئیفت (SWIFT) خواهند داشت؟ این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استناد به اسناد حقوقی بین‌المللی، گزارش‌های نهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک تسویه بین‌المللی (BIS) و همچنین تحلیل پروژه‌های عملیاتی مانند &amp;amp;laquo;پل ام‌بریج&amp;amp;raquo; انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که علیرغم پتانسیل ارزهای دیجیتال بانک مرکزی برای کاهش هزینه‌ها و افزایش سرعت پرداخت از طریق حذف واسطه‌ها ، چالش اصلی در عرصه حقوقی، نبود استانداردهای واحد در حوزه حریم خصوصی داده‌ها (مانند تعارض با GDPR اروپا) و سازوکارهای حل اختلاف ناشی از تراکنش‌های مستقر بر دفتر کل توزیع‌شده است. همچنین، پروژه‌هایی مانند ام‌بریج به عنوان ابزاری برای دور زدن نظام دلار محور توسط کشورهای عضو بریکس، موید شکل‌گیری بلوک‌های پولی منطقه‌ای و به چالش کشیده شدن حاکمیت پولی سنتی است. نتیجه آنکه عبور از نظام پولی کنونی به سوی شبکه‌ای از ارزهای دیجیتال بانک مرکزی فرامرزی، مستلزم ایجاد &amp;amp;laquo;معماری حقوقی نوین&amp;amp;raquo; فراملی است؛ در غیر این صورت، چندپارگی حقوقی و فنی منجر به تضعیف ثبات مالی و تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیک بر سر وضع قواعد استانداردسازی این ارزها خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش بلاکچین در حمایت از حق انتساب اثر فکری و امکان پیاده‌سازی آن‌ها در نظام‌های حقوقی ایران و افغانستان</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_737516.html</link>
      <description>فناوری بلاکچین به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود، از جمله غیرمتمرکز بودن، تغییرناپذیری، و شفافیت، به‌عنوان راه‌حلی نوین برای تقویت حمایت از حقوق مالکیت فکری، به‌ویژه حق انتساب، مطرح شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش بلاکچین در حمایت از حق انتساب آثار فکری و تحلیل امکان‌سنجی پیاده‌سازی آن در نظام‌های حقوقی ایران و افغانستان انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با تأکید بر تحلیل قوانین موجود و قابلیت‌های فنی بلاکچین است. یافته‌ها نشان می‌دهند که بلاکچین از طریق برچسب‌زمانی، اثرانگشت دیجیتال، قراردادهای هوشمند، و شفافیت دفتر کل توزیع‌شده، می‌تواند اثبات اصالت و ردیابی آثار را تسهیل کرده و از نقض حق انتساب جلوگیری کند. با این حال، چالش‌هایی نظیر فقدان قوانین خاص بلاکچین، تعارض با اصول حقوقی سنتی، محدودیت‌های زیرساختی، و شکاف دیجیتال در هر دو کشور موانع جدی برای پیاده‌سازی هستند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با اصلاحات قانونی، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، و برنامه‌های آموزشی، می‌توان از ظرفیت بلاکچین برای تقویت حمایت از حق انتساب بهره‌مند شد. پیشنهاد می‌شود که ایران و افغانستان با تدوین چارچوب‌های حقوقی خاص و همکاری با سازمان‌های بین‌المللی، این فناوری را در نظام‌های حقوقی خود ادغام کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد شرط فاسخ در پایان‌بخشی به قراردادها و سقوط الزامات قراردادی در فقه امامیه و حقوق ایران</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_737518.html</link>
      <description>شرط فاسخ به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای انعطاف‌پذیری در قراردادها، نقش کلیدی در تضمین حقوق طرفین و انحلال قرارداد در شرایط خاص ایفا می‌کند. این شرط در فقه امامیه و حقوق ایران، به طرفین امکان می‌دهد تا با تحقق شرایط معین، تعهدات خود را متوقف و قرارداد را منحل کنند. بررسی قواعد عمومی قراردادها نشان می‌دهد که شرط فاسخ، علاوه بر ایجاد امکان فسخ، تأثیر مستقیمی بر زوال تعهدات، بازگشت عوضین و جبران خسارت دارد. در فقه امامیه، شرط فاسخ مبتنی بر اصول عقد و ایقاع و رعایت عدالت و مصالح طرفین است و آثار آن تنها پس از اعلام اراده طرف دارای حق فسخ تحقق می‌یابد. در حقوق ایران، مطابق ماده ۲۳۵ قانون مدنی، شرط فاسخ مشروع و معتبر است و تحقق آن موجب فسخ قرارداد و زوال تعهدات طرفین می‌شود، هرچند اجرای آن نیازمند تشریفات قانونی و اعلام اراده است. مقایسه تطبیقی نشان می‌دهد که حقوق ایران، با استفاده از ظرفیت‌های فقه امامیه و الگوبرداری از تجربه حقوق مدنی مدرن، می‌تواند چارچوب قانونی روشن‌تر و کارآمدتری برای شرط فاسخ ایجاد کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که شرط فاسخ نه‌تنها ابزاری برای فسخ قرارداد است، بلکه نقش مهمی در تضمین عدالت، بازگرداندن عوضین و جبران خسارت دارد و ضرورت بازبینی قوانین و مقررات برای تسهیل اجرای آن را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توجیه فلسفی محدودیت آزادی قراردادی در حقوق ایران با الهام از نظریه اقتدار جوزف رَز</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_737357.html</link>
      <description>آزادی قراردادی به‌عنوان رکن اساسی حقوق خصوصی در ایران مورد حمایت است، اما محدودیت‌هایی که قانون و رویه قضایی برای حفظ نظم عمومی، اخلاق حسنه و حمایت از حقوق طرفین اعمال می‌کنند، غالباً فاقد توجیه فلسفی منسجم است و می‌تواند منجر به تفسیرهای سلیقه‌ای و اختلاف در رویه قضایی شود. این مقاله با رویکردی بین‌رشته‌ای تلاش می‌کند محدودیت‌های آزادی قراردادی در حقوق ایران را از منظر نظریه اقتدار و خودمختاری جوزف رَز تحلیل و توجیه نماید. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه می‌توان محدودیت‌های آزادی قراردادی در حقوق ایران را بر اساس نظریه اقتدار و خودمختاری جوزف رَز فلسفی و حقوقی توجیه کرد. سوال فرعی این است که آیا محدودیت‌های موجود در قوانین و رویه قضایی ایران با اصول اقتدار مشروع و خودمختاری Raz همخوانی دارند و چگونه می‌توان این همخوانی را تقویت نمود. فرضیه‌های پژوهش بر این مبنا هستند که بسیاری از محدودیت‌های آزادی قراردادی در حقوق ایران فاقد پشتوانه فلسفی منسجم هستند و نظریه جوزف رَز می‌تواند چارچوبی برای توجیه مشروع این محدودیت‌ها فراهم کند و زمینه هماهنگی بین آزادی اراده طرفین و قواعد آمره قانون را ایجاد نماید. روش تحقیق توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی است و شامل بررسی اسناد حقوقی، تحلیل رویه قضایی ایران و تطبیق آن با نظریه فلسفی جوزف رَز در زمینه اقتدار و خودمختاری است. نوآوری پژوهش در ارتباط مستقیم محدودیت‌های قانونی و قضایی آزادی قراردادی با نظریه خودمختاری و اقتدار جوزف رَز، ارائه چارچوب فلسفی&amp;amp;ndash;حقوقی منسجم برای توجیه محدودیت‌های آزادی قراردادی در حقوق ایران و طراحی الگوی کاربردی برای هماهنگی بین آزادی اراده طرفین، قواعد آمره و نظم عمومی است که می‌تواند راهنمای اصلاحات قانونی و رویه قضایی آینده باشد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که پذیرش این چارچوب فلسفی&amp;amp;ndash;حقوقی می‌تواند ضمن تقویت مشروعیت محدودیت‌های قراردادی، از اختلاف رویه و تفسیرهای سلیقه‌ای جلوگیری کرده و مبنایی برای توسعه حقوق خصوصی ایران فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر رمزارزها بر مفاهیم سنتی مال، انتقال و تسلیم مال در حقوق ایران</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_732102.html</link>
      <description>پدیده رمزارزها به عنوان یکی از نوآوری‌های انقلابی در عرصه مالی و فناوری، نه تنها ساختارهای اقتصادی، بلکه بنیان‌های حقوقی حاکم بر &amp;amp;laquo;مالکیت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;انتقال اموال&amp;amp;raquo; را در نظام‌های حقوقی سنتی با پرسش‌های بنیادین مواجه ساخته است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی-توصیفی، به بررسی دقیق تأثیر این دارایی‌های دیجیتال بر سه مفهوم کلیدی &amp;amp;laquo;مال&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انتقال مال&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تسلیم&amp;amp;raquo; در چارچوب حقوق ایران می‌پردازد. بررسی ها نشان می‌دهد که اگرچه در سنت فقهی و حقوقی ایران، مال عمدتاً بر پایه معیارهایی چون قابلیت لمس و اختصاص، منفعت عقلایی و مشروعیت تعریف شده است، اما ماهیت منحصربه‌فرد رمزارزها شامل غیرملموس بودن، غیرمتمرکز بودن و وابستگی به فناوری بلاک‌چین این پرسش را به وجود آورده که آیا این دارایی‌های نوین در تعریف سنتی &amp;amp;laquo;مال&amp;amp;raquo; می‌گنجند یا خیر. در این راستا، یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که با وجود دیدگاه‌های مخالف، گرایش غالب در ادبیات حقوقی جدید، با تکیه بر &amp;amp;laquo;ارزش اقتصادی و مقبولیت عرفی&amp;amp;raquo; رمزارزها، به سوی پذیرش &amp;amp;laquo;مالیت&amp;amp;raquo; برای آن‌ها در حرکت است. یکی از عمیق‌ترین چالش‌های مورد بررسی، تطبیق فرآیند انتقال و تسلیم رمزارزها با مفاهیم دیرینه‌ای مانند &amp;amp;laquo;قبض و اقباض&amp;amp;raquo; در قانون مدنی ایران است. در این مقاله استدلال می‌شود که در دنیای دیجیتال، &amp;amp;laquo;تسلیم&amp;amp;raquo; دیگر به معنای انتقال فیزیکی نیست، بلکه &amp;amp;laquo;انتقال کنترل و سلطه بر دارایی&amp;amp;raquo; است که از طریق جابه‌جایی کلیدهای خصوصی و ثبت غیرقابل انکار تراکنش در دفترکل توزیع‌شده بلاک‌چین محقق می‌شود. این تغییر پارادایم، نیازمند بازتعریف این مفاهیم در حقوق مدرن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های اجرایی و توقیف توکن‌های NFT در دعاوی ورشکستگی</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_732100.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی چالش‌های اجرایی و حقوقی توقیف توکن‌ های غیرمثلی در دعاوی ورشکستگی می ‌پردازد. توکن های غیر مثلی به عنوان دارایی‌ های دیجیتال منحصر به‌ فرد مبتنی بر فناوری بلاک چین، تحولی در صنایعی مانند هنر، گیمینگ و کلکسیون‌ داری ایجاد کرده ‌اند. با این حال، رشد سریع آنها چالش ‌های پیچیده ‌ای در فرآیند ورشکستگی به همراه داشته است، از جمله موانع فناورانه (مانند ردیابی و دسترسی به توکن های غیرمثلی)، ابهامات حقوقی (مانند تعریف مالیت و قابلیت توقیف)، و مشکلات عملی (مانند نوسانات قیمتی و نقد شوندگی). این تحقیق با رویکرد تحلیلی-توصیفی و ترکیب دیدگاه‌ های حقوقی و فناورانه، راهکارهایی مانند اصلاح قوانین، همکاری بین ‌المللی و استفاده از فناوری ‌های پیشرفته را پیشنهاد می‌ دهد. یافته ‌ها نشان می ‌دهد که ایجاد چارچوب ‌های قانونی انعطاف ‌پذیر برای مدیریت این دارایی ‌های نوظهور، هم برای حفظ حقوق طلبکاران و هم برای توسعه پایدار اقتصاد دیجیتال، ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش حقوق بین الملل محیط زیست در مدیریت فراورده های پلاستیکی؛ چالش های قانونی و راهکارهای نوین</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_726957.html</link>
      <description>پلاستیک به‌رغم کاربردهای ضروری، به دلیل مصرف بی‌رویه و مدیریت نادرست، به تهدیدی جدی برای محیط زیست تبدیل شده است. همکاری های بین المللی و ایجاد سازوکارهای حقوقی کارآمد برای مواجهه با این چالش جهانی از اهمیت حیاتی برخوردار است. این مطالعه با هدف تبیین جایگاه حقوق بین الملل محیط زیست در ارتقای نظام مدیریت محصولات پلاستیکی، واکاوی موانع حقوقی و ارائه راهبردهای نوین جهت کاهش آلایندگی پلاستیک ها و صیانت از محیط زیست انجام شده است. به عبارتی دیگر، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، نقش حقوق بین‌الملل محیط‌زیست را در بهبود مدیریت فرآورده‌های پلاستیکی و کاهش چالش‌های قانونی بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که اسناد موجود مانند کنوانسیون‌های لندن، مارپل و بازل، به‌رغم تأثیرگذاری، به دلیل پراکندگی مقررات و ضعف ضمانت اجرا، برای حل بحران کافی نیستند. همچنین تدوین چارچوبی بین‌المللی با سازوکارهای نظارتی قوی، همراه با مسئولیت‌پذیری تولیدکنندگان و مشارکت همه‌جانبه کشورها، راهکار اساسی برای کاهش آلودگی پلاستیکی محسوب می‌شود. راهکارهای پیشنهادی شامل تدوین معاهده‌ای جامع با محوریت اقتصاد چرخشی، تقویت استانداردهای بین‌المللی و توسعه سازوکارهای نظارتی می باشد. همچنین، یکپارچه‌سازی اصولی مانند &amp;amp;laquo;مسئولیت گسترده تولیدکننده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پرداخت توسط آلوده‌کننده&amp;amp;raquo; در قوانین ملی ضروری است. موفقیت این راهکارها مستلزم همکاری سه‌جانبه دولتها، صنایع و جامعه مدنی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه اصل تناسب در اعمال ضبط و توقیف اموال در چارچوب ماده ۶ مکرر ۲ قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز: چالش‌ها و راهکارها</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_737358.html</link>
      <description>این مقاله به تحلیل جایگاه &amp;amp;laquo;اصل تناسب&amp;amp;raquo; در اعمال ضمانت‌ اجراهای سالب مالکیت (ضبط و توقیف) ذیل ماده ۶ مکرر ۲ قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز می‌پردازد. این ماده، ثبت اطلاعات کالا در &amp;amp;laquo;سامانه جامع انبارها&amp;amp;raquo; را الزامی کرده و برای تخلف، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته است. مسئله اصلی پژوهش، شناسایی چالش‌های نظری و عملی در اِعمال متناسب این ضمانت‌ اجراها است. پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و به بررسی چالش‌های قانونی، تفسیری و اجرایی می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که اگرچه اصل تناسب به طور ضمنی در نظام حقوقی ایران پذیرفته شده، اما فقدان تصریح قانونی و معیارهای شفاف در ماده مذکور، همراه با مشکلات اجرایی سامانه، زمینه را برای اقدامات نامتناسب فراهم کرده است. راهکارهای پیشنهادی شامل اصلاح مقررات با هدف گنجاندن صریح معیارهای تناسب، تفکیک میان تخلفات عمدی و غیرعمدی، ایجاد درجه‌بندی در مجازات‌ها، بهبود زیرساخت‌های فنی سامانه و تقویت نظارت قضایی مؤثر بر تصمیمات اداری است. هدف نهایی، ایجاد تعادل میان اقتدار دولت در مبارزه با تخلفات اقتصادی و حمایت از حقوق بنیادین فعالان اقتصادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعارض قوانین وراثت در فضای دیجیتال ابری</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_737513.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی و تطبیقی به بررسی تعارض قوانین در وراثت دارایی‌های دیجیتال، با تمرکز بر دارایی‌های ذخیره‌شده در بسترهای ابری و پلتفرم‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، می‌پردازد. روش تحقیق از حیث هدف، بنیادی و از حیث ماهیت، تحلیلی ـ تطبیقی است. روش گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای انجام شده و داده‌ها از طریق مطالعه اسناد قانونی، مقررات داخلی و خارجی، آرای قضایی، دکترین حقوقی و مقالات علمی معتبر گردآوری شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در حقوق ایران، اصل انتقال قهری ترکه به‌عنوان قاعده‌ای آمره، کلیه اموال متوفی اعم از مادی و غیرمادی را دربرمی‌گیرد و دارایی‌های دیجیتال نیز با توجه به مالیت عرفی، قابلیت انتفاع عقلایی و امکان اختصاص، جزء ترکه محسوب می‌شوند. با این حال، فقدان مقررات خاص درباره ترکه دیجیتال، همراه با ماهیت فناورانه این دارایی‌ها و وابستگی آن‌ها به ابزارهای دسترسی، اجرای مؤثر حقوق وراث را با چالش‌های جدی مواجه ساخته است. در مقابل، در نظام حقوقی ایالات متحده، تقدم حریم خصوصی و شروط قراردادی خدمات دیجیتال بر قواعد سنتی ارث، موجب محدود شدن اصل انتقال قهری و وابستگی دسترسی وراث به رضایت پیشین متوفی یا تصمیم مرجع قضایی می‌شود. افزون بر این، تحریم‌های مالی و فناورانه، تحقق عملی حقوق وراث ایرانی را با موانع مضاعف روبه‌رو کرده است. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که تعارض میان قانون شخصی متوفی در حقوق ایران و قانون محل استقرار زیرساخت‌های دیجیتال در حقوق آمریکا، به تضعیف امنیت حقوقی و عدالت ارثی در فضای دیجیتال منجر می‌شود؛ امری که لزوم تدوین قانون خاص ارث دیجیتال، رسمیت‌بخشی به وصیت‌نامه دیجیتال و تلاش برای هماهنگی حقوقی بین‌المللی را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های حقوق کیفری در نسبت دادن مسئولیت به معماران متاورس</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_732104.html</link>
      <description>چکیدهرشد سریع متاورس، معماران را از طراحان صرف فضاهای دیجیتال به سازندگان زیست‌جهان‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بدل کرده و این تحول پرسش‌های تازه‌ای درباره مسئولیت کیفری آنان ایجاد کرده است. قوانین کیفری سنتی که برای محیط‌های فیزیکی تدوین شده‌اند، در مواجهه با جرائم نوظهور متاورسی با چالش‌هایی چون فراملی‌بودن بستر، هویت‌های ناشناس و غیرمتمرکز بودن شواهد ناکارآمد می‌شوند. این نوشتار با روش تحلیلی ـ توصیفی و رویکرد میان‌رشته‌ای در حوزه‌های حقوق، فناوری و معماری، مسئله انتساب جرم به معماران را در سه رکن مادی، معنوی و رابطه علّیت بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که فعل طراحی در متاورس می‌تواند به‌عنوان عمل مجرمانه بالقوه تلقی شود، اما اثبات سوءنیت یا بی‌مبالاتی حرفه‌ای و همچنین تعیین رابطه مستقیم میان تصمیمات طراحی و جرم ارتکابی با ابهام جدی روبه‌رو است. از سوی دیگر، فقدان صلاحیت قضایی روشن و مرز میان مسئولیت فردی معمار و مسئولیت سازمانی شرکت‌های متاورسی، وضعیت پیچیده‌تری ایجاد می‌کند. بر این اساس، ضرورت دارد چارچوب‌های نوین تقنینی برای تعریف جرم و صلاحیت، فناوری‌های شفاف‌ساز مانند بلاک‌چین و هوش مصنوعی برای ثبت و پیش‌بینی ریسک، و همچنین منشورهای اخلاقی حرفه‌ای برای معماران متاورس تدوین شود. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که بدون چنین رویکرد جامع و میان‌رشته‌ای، هم بزه‌دیدگان در معرض بی‌حمایتی باقی می‌مانند و هم معماران با اتهامات نامشخص و پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه خواهند شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی مناسب تنظیم قرانامه داوری در قراردادهای انرژی در نظام حقوقی ایران ، با نگاهی بر قوانین کشورهای ژاپن و فرانسه</title>
      <link>https://www.jhvmn.ir/article_736644.html</link>
      <description>قراردادهای انرژی به دلیل ماهیت بلند‌مدت، سرمایه‌گذاری‌های سنگین و حساسیت ژئوپلتیک، همواره در معرض خطر بروز اختلافات پیچیده هستند. در این میان، &amp;amp;laquo;قرارنامه داوری&amp;amp;raquo; به عنوان &amp;amp;laquo;دروازه ورود&amp;amp;raquo; به فرایند داوری و با کارکردهای خاص خود، که فراتر از یک سند آیینی و تشریفاتی است، با ایجاد انعطاف لازم، نه تنها در تعیین صلاحیت، قانون حاکم و آیین دادرسی نقش حیاتی ایفاء می‌نماید، بلکه زمینه را برای حل نگاه کارشناسانه و فنی نسبت به مسائل غیرقابل پیش‌بینی و تخصصی، با توجه به نوع قراردادهای انرژی فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر، که به شیوه کتابخانه‌ای و روش توصیفی-تحلیلی تدوین شده است، ضمن تبیین مفهوم، کارکرد و ضرورت تنظیم قرارنامه داوری و بررسی رویکرد نظام‌های حقوقی سه کشور ایران، ژاپن و فرانسه به این مهم، به دنبال این پرسش اساسی است که الگوی مناسب برای نظام حقوقی ایران در خصوص تنظیم قرارنامه در قراردادهای انرژی به ویژه در شرایط کنونی چیست؟ حقوق ایران، متأثر از فقه اسلامی و مقررات آیین دادرسی مدنی (با رویکردی اختیاری نسبت به نهادهای داوری) است. ژاپن، با اتخاذ رویکردی انعطاف‌پذیر در خصوص داوری تجاری بین‌المللی و فرانسه، با رویه قضایی پویا و حمایت حداکثری از استقلال اراده طرفین که در قرارنامه داوری متجلی شده، در این خصوص پیشگام هستند. در این میان، شرایط کشور ما به گونه‌ای است که برای جذب سرمایه‌گذاری در بخش انرژی و رفع چالش‌های قراردادی، ضمن لزوم اصلاح قوانین، مناسب است که الگویی را در تنظیم قرارنامه مدنظر قرار دهد که ضمن توجه به نوآوری‌های قانونی و اجرایی در قوانین حاکم بر داوری در کشوری همچون ژاپن، با رویکردهای صریح و شفاف قرارنامه داوری در نظام حقوقی فرانسه نیز همسو باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
